http://game-designschools.com/wp-content/uploads/2011/09/game_writer.jpg

 

یک ایده خوب با داستانی خوب می تواند باعث ساخت یک بازی موفق شود. در ادامه مقاله به طور مختصر و ساده با هم یاد می گیریم که چطور یک ایده را به داستان تبدیل کنیم.

 

برای شروع داستان نویسی بهتر است که کارهای زیر را به ترتیب انجام دهیم:
۱ . ایده و فکر خود را بر روی کاغذ بنویسید.
نمونه چند ایده برای شروع داستان نویسی:
بازی انتقام مکس پین: یک پلیس صادق و درستکار که پس از درگیر شدن با مافیای یک ماده‌ی مخدر شیمیایی مخوف، همسر و فرزندش را از دست می‌دهد.
بازی ندای وظیفه ۴ : تیمی در جستجوی یک تروریست روس هستند که با دزدیدن سلاح‌های اتمی، جهان را در آستانه‌ی یک جنگ جهانی قرار داده است.
۲ . بعد از اینکه ایده و فکر خود را نویشتیم باید خط طرح داستان خود را تهیه کنیم.
خط طرح داستان بترتیب شامل موارد زیر است :
۱ . شروع داستان :
سعی کنید بهترین شروع را برای داستان خود انتخاب کنید. شروعی که آغازگر حضور فکر و ایده اولیه شما در بازی است.
فراموش نکنید که شروع خوب می تواند حس مطالعه کامل داستان شما را در مخاطب افزایش دهد.
۲ . شخصیت و یا شخصیت های اصلی داستان (توصیف اجمالی):
برای فکر و ایده خود شخصیت و یا شخصیت هایی را خلق کنید. مشخصات شخصیت شما باید بتواند فکر و ایده شما را اجرایی کند. پس در انتخاب شخصیت های خود بسیار دقت کنید.
۳ . حادثه ی اصلی داستان :
حادثه ی اصلی داستان که شروع و پایان ایده و فکر شما را به هم مرتبط میسازد را مشخص کنید. در اینجا باید مشخص کنید که چگونه باید شخصیت های شما فکر و ایده را اجرایی کنند. ( این قسمت به نوعی مشخص کردن مراحل مختلف بازی برای رسیدن به پایان بازی را مشخص می کند ).
۴ . پایان داستان :
یک پایان خوب برای بازی خود مشخص کنید. فراموش نکنید پایان خوب می تواند حس رضایت مخاطب شما را در پی داشته باشد.

۳ . بعد از اینکه خط طرح داستان خود را مشخص کردیم شروع به نگارش بازی می کنیم.
نگارش داستان ، که به ترتیب شامل مراحل زیر است :
۱ . تعیین زاویه ی دید یا راوی:
باید تعیین کنیم که راوی ما با چه دیدی داستان را نقل می کند.
انواع زاویه دید:
۱ . درونی یا اول شخص ( Internal ) :
مفعولی : اگر اول شخص ، شخصیت فرعی داستان باشد .
فاعلی : اگر اول شخص ، شخصیت اصلی داستان باشد .
۲٫ بیرونی (External  ) یا سوم شخص یا دانای کل (Omniscient) :
دانای کل محدود : تنها به قسمتی از حقایق و رخدادها و حالات و عقاید و احساسات داناست .
دانای کل نامحدود : به تمام اتفاقات ، احساسات ، عقاید و حقایق داناست .
۳٫ اول شخص ، از دید چند نفر :
این زاویه ی دید ، در حقیقت مشابه همان زاویه ی دید اول شخص است ، با این تفاوت که کل داستان از زبان چند نفر از شخصیت های داستان بیان می شود.

۲ . تعیین توالی ماجراها ، قصه ها و اتفاقات:
در اینجا شما باید تمامی اتفاقات رخ داده در داستان را به هم ربط دهید. ( این همان ارتباط مراحل مختلف در بازی است ) .
۳ . بازنویسی:
پس از پایان نگارش داستان خود آن را بار ها بخوانید و قسمت های ضعیف و قوی داستان خود را مشخص کنید و داستان خود را بازنویسی کنید.
در مقالات آینده توضیحات کلی تری در مورد بخش های مختلف این مقاله برای شما آماده می کنیم. همچنین چگونگی تبدیل یک داستان به بازی نامه را نیز برایتان شرح خواهیم داد.

نویسنده: میثم خوش خلق – اف پی اس کریتور ای ار